|
بگذار به زمـزمه هایت خــواب شــــوم
بگذار در چشم سیاهت مذاب شــوم
ای شــور آتشین بـرجان مـن نشین
بگذار با نگاه خسته ات خراب شـوم
ترسم به گاهی کــه دل محـک زنند
شرمنده ام زروی شما وآب شـــوم
درخلـوتم تکــــرارها زتدبیر بـوده است
ترسم به یک اشاره چشمت برآب شوم
هــر چند کـــه چشــم شما مـــرا ندید
بگــذار در منظر چشمت، سراب شـوم
توهمان مرهمی که بر زخم نمی مانی
بگــذار همیشه عمــرم عـذاب شــــوم
(کسری)
***
پاینده باشید
|